تبليغاتX
موسیقی به معنای واقعی
سلامی دوباره به دوستان عزیز. ببخشید که دیر به دیر آپ می کنم. خب دیگه باید درس بخونم.

مطلب امروز ما درباره خطوط اضافه است. همونطور که گفتم روی حامل فقط یازده نت میتونه جای بگیره در حالی که کل نتهای موسیقی بیش از ۶۰ نته. برای رفع این کمبود در بالا یا زیر حامل(بسته به نیاز) خطوط کوچکی رو اضافه می کنن و روی اون خطوط نت قرار می گیره.

مثال برای خطوط اضافه

+ نوشته شده توسط سوادا در دوشنبه دوم مهر 1386 و ساعت 9:38 |
و اما گفتم تو اين پست در مورد کليدها ميگم.

همونطور که گفتم، براي اينکه جايگاه نت ها رو روي خط حامل مشخص کنن، جايي رو مبدا قرار ميدن و بقيه نت ها رو از روي اون حساب مي کنن. علامتي که نشون ميده اين مبدا چه نتي باشه همين کليده که در ابتداي حامل گذاشته ميشه.

۳ کليد اصلي داريم. نام اين کليدها بر اساس نت مبداشون تايين ميشه. اين ۳ کليد عبارتند از کليد سل، کليد دو و کليد فا.

اما در پست قبلي گفتم ۷ نوع کليد داريم. کليد سل فقط يه نوعه اون هم روي خط دومه، يعني نت سل روي خط دوم قرار داره. اما کليد دو روي ۴ خط ميتونه قرار بگيره. روي هر کدوم يک از خطها که قرار بگيره اون خط نت دو ميشه. نام کليد رو بر اساس خطي که کليد قرار گرفته معين ميشه. مثلا کليد دو خط سوم يعني روي خط سوم نت دو قرار داره. کليد فا هم روي دو خط مي تونه قرار بگيره، خط سوم و خط چهارم.

کلید سل

کلید فا

کلید دو

کلید ها و جایگاه نت ها روی هر کدام

+ نوشته شده توسط سوادا در پنجشنبه هشتم شهریور 1386 و ساعت 21:28 |
سلام دوستان. ببخشيد که اين پست طول کشيد.

در اين پست در مورد جايگاه نت ها روي خط حامل صحبت مي کنم.

نام نت ها با جايگاهشون روي خط حامل قرارداديه. يعني يکي از خطوط رو مبدا قرار ميديم و بقيه نت ها رو از روي اون حساب مي کنيم. مثلا اگه فرض کنيم که روي خط دوم نت سل قرار داره، بقيه نت ها به ترتيب شکل زير نامگذاري ميشه. براي مشخص کردن اين مبدا از نشانه هايي استفاده ميشه که مسلماْ در ابتداي خط حامل گذاشته ميشه تا از اول جايگاه نت ها مشخص شه. به اين نشانه ها کليد ميگن. در پست بعدي راجع به کليدها صحبت مي کنم.کلا ۷ نوع کليد داريم که البته از ۳تاي اونا بيشتر استفاده ميشه. . . .

 جایگاه نت ها روی کلید سل

+ نوشته شده توسط سوادا در یکشنبه چهارم شهریور 1386 و ساعت 22:50 |
سلام دوستان. ببخشید که این پست طول کشید. آخه غیر از گرفتاریهایی که این چند روز داشتم، دنبال بسامد نت ها بودم که یکی پیدا کردم، ولی وقتی به استادم نشون دادم گفت که خودش دقیقتر رو داره و بهم میده، ولی باید بگرده پیداش کنه.خب پس فعلا از خیرش میگذرم و میرم سراغ مطلب بعدی.

و اما حامل: حامل پنج خط موزی با فاصله یکسانه که نت ها رو توی اون می نویسن.حامل یازده محل برای جا دادن نت ها داره. پنج تا روی خط ها، چهار تا میان خط ها، یک محل در پایین و یکی هم در بالای حامل.

خط حامل و جایگاه نت ها روی آن

+ نوشته شده توسط سوادا در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 19:10 |
وسعت صداهای اصلی موسیقی، یعنی پهنه ای از بم ترین تا زیرترین اصوات،حدود ۶۰ صوت رو در بر می گیره، در حالی که نت ها فقط هفت نام دارن.در واقع در این پهنه، بعد از هفتمین نت، نام نتع ها از اول تکرار میشه.یعنی در واقع قبل از هر نت دو، نت سی و بعد از هر نت سی، نت دو قرار داره.به شکل زیر:

Do1   Re1   Mi1   Fa1   Sol1   La1   Si1   Do2   Re2   Mi2   Fa2   Sol2   La2   Si2   Do3   ......

البته بسامد نت های تکرار شونده، مثلا Doو  Do2 ، هر بار دو برابر بسامد نت های همنام قبلشه. به فاصله این دو نت همنام (و نه هم بسامد) «اوکتاو» میگن که از همون واژه «اوکت» به معنی «هشت» اومده. مثلا از نت Do1 تا Do2 یا از Fa3 تا Fa4  اوکتاو میگن. همونطور طور که می بینین، هر اکتاو هشت نت اصلی داره. به همین خاطر بهش میگن «اوکتاو» (Octave).

در پست بعدی سعی می کنم بسامد های نت ها رو هم بنویسم.

+ نوشته شده توسط سوادا در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 17:10 |
خب بالاخره رسیدیم به نام نت ها.فکر کنم از این به بعدش لذت بخش تر باشه

برای همه نت های موسیقایی،از بم ترین تا زیرترین، فقط هفت نام وجود داره. اما به دو شکل نوشته میشن.

در یک نوع نام به صورت کلمات تک هجایی نوشته میشه.به صورت زیر:

     Do          Re          Mi           Fa          Sol          La          Si

    سی        لا          سُل          فا            می         ر            دو

اما در نوع دوم،بجای هر یک از این نت ها از حروف استفاده میشه که این روش بخصوص در نوشتن آکورد بیشتر مورد استفاده قرار میگیره.

A = La       B = Si       C = Do       D = Re       E = Mi       F = Fa       G = Sol

همونطور که می بینین، نامگذاری هجایی از نت Do شروع میشه، ولی نامگذاری حروفی از نت La شروع میشه.

گفتنیه که در قدیم به نت دو ، Ut می گفتن.

نامگذاری نت ها رو کشیشی موسیقی دان از شعر مناجات گونه زیر برگذید.(البته نت سی در اینجا نیست و احتمالا بعدا نامگذاری شده).

Ut queant laxis resonare fibris Mira gestorum famuli tuorum Solve poluti labireatum Sancete Johannes.

در اینجا هم صدای نت ها رو گذاشتم:

هفت نت به ترتیب

+ نوشته شده توسط سوادا در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 23:39 |
همونطور که مي دونيم همه صدا ها موسيقايي نيستن، يعني آهنگ خاصي ندارن. واضح ترين مثال همين حرف زدنه. وقتي کسي حرف ميزنه نمي تونيم براش نت خاصي بنويسيم. مثال ديگه هم زيادن، مثل صداي شکستن شيشه يا انفجار ،يا صداهايي مثل صداي قطره آب يا باران و .....

اما ببينيم اشکال در کدوم مشخصه از صوته که نميشه نت رو تشخيص داد.

همونطور که ميبينيم، ديرند،شدت، و طنين خاصي دارن. مثلا وقتي کسي صحبت ميکنه، ميتونه مثلا حرف «آ» رو کش بده يا سريع قطع کنه. ميتونهيه کلمه رو با صداي بلند بگه يا با صداي خيلي آروم. و همچنين هر صداي هر فرد رنگ مخصوصي داره که با اون ميشه هر شخص رو تشخيص داد.

پس مشکل در نواک صداست، يعني اون صدا، نواک(زير و بمي) نامشخصه و تميز دادنش تقريبا نا ممکنه.

شکلهاي موجي اينگونه اصوات خيلي پيچيده و در همه، و از تعداد بسيار زياد ارتعاشات نامنظم، هم زمان يا غير هم زمان ترکيب شده.

در اينجا مثالي از اصوات غير موسيقايي اوردم.صداي طبل و جاز هم جز اين صداهاست.

مثال

+ نوشته شده توسط سوادا در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 21:16 |
و بالا خره می رسیم به مشخصه آخر.

همونطور که از اسمش پیداست، هر صدای موسیقی رنگ خاصی داره. برای اینکه واضح بفهمین یه مثل میارم. مثلا رنگ صدای شما با رنگ صدای دوستتان فرق دارد و دیگران با شنیدن صدا، می فهمند که شمایید یا دوستتان. در سازها نیز اینطور است. مثلا رنگ صدای ویولن با رنگ صدای پیانو یا گیتار خیلی فرق می کنه که از همینجا میشه تشخیص داد که چه سازیه که در حال نواختنه.

باید بگم که در موسیقی نشانه خاصی برای طنین وجود نداره.

خب. برای اینکه شما مفهوم رنگ رو بهتر بفهمین در اینجا از دو ساز ویولن و پیانو یک مثال می زنم. به نوع صدای هر ساز توجه کنین.

پیانو

ویولن

+ نوشته شده توسط سوادا در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 16:23 |
تعریف شدت در فیزیک و موسیقی با هم فرق داره:

تعریف شدت در فیزیک: عبارت است از مقدار انرژی ای که در واحد زمان به واحد سطح عمود بر راستای انتشار می رسد.

خب خوشبختانه در موسیقی اینچنین تعریفی نداریم.

تعریف شدت در موسیقی: صداهای موسیقی ممکن است نسبت به یکدیگر ضعیف تر یا قوی تر باشد. مثلا اگه مضراب مخصوص سنتور، یه بار با ملایمت و بار دیگه به قوت روی سیم ساز ضربه بزنیم ، صدای دومی شدیدتر از صدای اولی میشه.

در موسیقی برای اینکه به نوازنده یا خواننده مقدار شدت نت رو نشون بدن از نشانه هایی  استفاده می کنن که در پستهای بعدی اونا رو هم معرفی می کنم.

مثال برای صوت با شدت قوی

مثال برای صوت با شدت ضعیف

+ نوشته شده توسط سوادا در جمعه نوزدهم مرداد 1386 و ساعت 17:9 |
دیرند یعنی اون مدت زمانی که هر صدای موسیقایی ادامه می یابه.خب مسلما یک آهنگ موسیقی از صداهایی تشکیل شده که غالبا ارزشهای متفاوت زمانی دارند، یعنی بعضی کوتاه تر و بعضی کشیده ترند. مثلا خوندن یا نواختن یکی، ۲/۰ ثانیه طول میکشه و برای یه نت دیگه، ۵/۰ ثانیه.

مثال برای دیرند بلند

دیرند بلند

مثال برای دیرند کوتاه

ديرند كوتاه

+ نوشته شده توسط سوادا در جمعه نوزدهم مرداد 1386 و ساعت 0:1 |
نواک در واقع همون زیر و بمی صداست. همون طور که گفتم، زیر و بمی صدا به دلیل ارتعاش صوت بوجود میاد.در واقع وقتی میگیم صدای فلانی چقدر "کلفت"ه یعنی صداش بمه و وقتی میگیم صدای فلانی چقدر نازکه در واقع صداش زیره. در انسان، نواک یا زیر و بمی صدا توسط تارهای صوتی کنترل میشه، و در سازهای مختلف به روشهای گوناگون  تنظیم میشه.مثلا در گیتار یوسیله سیم ها کنترل میشه.هر چه سیم کلفتتر باشه صداش بم تره.

+ نوشته شده توسط سوادا در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 و ساعت 14:55 |
قبل از اینکه بپردازم به مشخصه های صوت در اینجا می خوام از استاد خودم آقای ادیک تامرازیان که به من موسیقی و همچنین خوانندگی رو یاد دادن تشکر خاص کنم.

در ضمن باید بهتون بگم که منابع من کتاب تئوری بنیادی موسیقی نوشته پرویز منصوری ه و همچنین آموخته های قبلی خودم. البته سعی کردم مطالبی رو که از این کتاب یادداشت می کنم به زبان ساده تر بیان کنم.

و اما مشخصه های صوت:

صدا از نظر یه موسیقی دان دارای این مشخصاته که در پستهای بعدی به توضیح تک تک اونا خواهم پرداخت 

نواک(زیر و بمی)، دیرند، شدت، طنین و رنگ

+ نوشته شده توسط سوادا در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 و ساعت 10:21 |
سلام دوستان. امروز می خوام اولین مطلبم رو بذارم. امیدوارم خوشتون بیاد.

همونطور که می دونین، موسیقی و در واقع صوت، ارتباط مستقیمی با فیزیک داره. هر چند من خودم شخصا از فیزیک خوشم نمیاد

صدا،در نتیجه ارتعاش یک جسم تولید میشه و در محیط مادی مثل هوا یا آب به صورت موج منتشر میشه. حرکت موجی انتشار صدا این مشخصه ها رو داره:

۱. بسامد: تعداد حرکت نواسانی رو در مدت زمان معین بسامد گویند که واحد آن هرتز (Hz) است.

هر چقدر که بسامد زیاد باشه صدای حاصل زیر تر و هر چقدر کمتر باشه صدا بم تر خواهد بود. و می دونیم که گوش انسان گستره بین ۲۰ تا ۲۰۰۰۰ هرتز رو میشنوه. پایینتر (بمتر) از ۲۰ فروصوت و بالاتر(زیرتر) از ۲۰۰۰۰ فراصوت نامیده میشه.

۲.طول موج: جسم مرتعش هر تناوب کامل رو در مدت زمانی مشخص انجام میده. از اونجا که اندازه گیری این زمان کوتاه عملا بسیار دشواره، معمولا واحد زمان ارتعاش رو روی یه نوار که با سرعت یکنواخت و دقیقا حساب شده از کنار جسم میگذره به واحد طول محاسبه می کنن.واحد ون هم متره و هر چقدر کوتاه تر باشه صدای زیرتر و هر چقدر بلند تر باشه صدای بم تر خواهد داد.

۳.دامنه: حداکثر مسافتی که جسم مرتعش از نقطه تعادل خود به دو طرف طی می کنه، تاثیر احساسی دامنه شدت و ضعف صدای حاصله.هر چه دامنه صدا بلندتر باشه صوت شدیدتر و هر چه کوتاه تر باشه صدا ضعیفتر خواهد بود.

۴.شیوش: شیوش صوتی در شکل منحنی تاثیر میذاره.هر گاه دو صوت برابر از نظر طول موج و دامنه، از دو ساز مختلف حاصل شه منحنی اون به دو شکل مختلف ثبت میشه.

 

آی دی: sevada_music2007

+ نوشته شده توسط سوادا در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 و ساعت 9:30 |
سلام دوستان عزیزم. به وبلاگ من خوش اومدین. این اولین وبلاگ منه

در این وبلاگ قصد دارم چیزهایی رو که از موسیقی ( البته موسیقی واقعی) و تئوری موسیقی می دونم به شما هم یاد بدم.

خب من می خوام از اول اول شروع کنم. از کسانی که در موسیقی سر رشته دارند می خوام که به من با نظر دادن کمک کنند. کسانی هم که می خوان تازه یاد بگیرن امیدوارم بتونم کمکی بهشون بکنم.

اگه هم خواستین نظرها رو بترکونین

فعلا. منتظر پست اولم و شروع کار باشین

+ نوشته شده توسط سوادا در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 و ساعت 1:28 |