و اما حامل: حامل پنج خط موزی با فاصله یکسانه که نت ها رو توی اون می نویسن.حامل یازده محل برای جا دادن نت ها داره. پنج تا روی خط ها، چهار تا میان خط ها، یک محل در پایین و یکی هم در بالای حامل.
Do1 Re1 Mi1 Fa1 Sol1 La1 Si1 Do2 Re2 Mi2 Fa2 Sol2 La2 Si2 Do3 ......
البته بسامد نت های تکرار شونده، مثلا Do1 و Do2 ، هر بار دو برابر بسامد نت های همنام قبلشه. به فاصله این دو نت همنام (و نه هم بسامد) «اوکتاو» میگن که از همون واژه «اوکت» به معنی «هشت» اومده. مثلا از نت Do1 تا Do2 یا از Fa3 تا Fa4 اوکتاو میگن. همونطور طور که می بینین، هر اکتاو هشت نت اصلی داره. به همین خاطر بهش میگن «اوکتاو» (Octave).
در پست بعدی سعی می کنم بسامد های نت ها رو هم بنویسم.![]()
برای همه نت های موسیقایی،از بم ترین تا زیرترین، فقط هفت نام وجود داره. اما به دو شکل نوشته میشن.
در یک نوع نام به صورت کلمات تک هجایی نوشته میشه.به صورت زیر:
Do Re Mi Fa Sol La Si
سی لا سُل فا می ر دو
اما در نوع دوم،بجای هر یک از این نت ها از حروف استفاده میشه که این روش بخصوص در نوشتن آکورد بیشتر مورد استفاده قرار میگیره.
A = La B = Si C = Do D = Re E = Mi F = Fa G = Sol
همونطور که می بینین، نامگذاری هجایی از نت Do شروع میشه، ولی نامگذاری حروفی از نت La شروع میشه.
گفتنیه که در قدیم به نت دو ، Ut می گفتن.
نامگذاری نت ها رو کشیشی موسیقی دان از شعر مناجات گونه زیر برگذید.(البته نت سی در اینجا نیست و احتمالا بعدا نامگذاری شده).
Ut queant laxis resonare fibris Mira gestorum famuli tuorum Solve poluti labireatum Sancete Johannes.
در اینجا هم صدای نت ها رو گذاشتم:
اما ببينيم اشکال در کدوم مشخصه از صوته که نميشه نت رو تشخيص داد.
همونطور که ميبينيم، ديرند،شدت، و طنين خاصي دارن. مثلا وقتي کسي صحبت ميکنه، ميتونه مثلا حرف «آ» رو کش بده يا سريع قطع کنه. ميتونهيه کلمه رو با صداي بلند بگه يا با صداي خيلي آروم. و همچنين هر صداي هر فرد رنگ مخصوصي داره که با اون ميشه هر شخص رو تشخيص داد.
پس مشکل در نواک صداست، يعني اون صدا، نواک(زير و بمي) نامشخصه و تميز دادنش تقريبا نا ممکنه.
شکلهاي موجي اينگونه اصوات خيلي پيچيده و در همه، و از تعداد بسيار زياد ارتعاشات نامنظم، هم زمان يا غير هم زمان ترکيب شده.
در اينجا مثالي از اصوات غير موسيقايي اوردم.صداي طبل و جاز هم جز اين صداهاست.
همونطور که از اسمش پیداست، هر صدای موسیقی رنگ خاصی داره. برای اینکه واضح بفهمین یه مثل میارم. مثلا رنگ صدای شما با رنگ صدای دوستتان فرق دارد و دیگران با شنیدن صدا، می فهمند که شمایید یا دوستتان. در سازها نیز اینطور است. مثلا رنگ صدای ویولن با رنگ صدای پیانو یا گیتار خیلی فرق می کنه که از همینجا میشه تشخیص داد که چه سازیه که در حال نواختنه.
باید بگم که در موسیقی نشانه خاصی برای طنین وجود نداره.
خب. برای اینکه شما مفهوم رنگ رو بهتر بفهمین در اینجا از دو ساز ویولن و پیانو یک مثال می زنم. به نوع صدای هر ساز توجه کنین.
تعریف شدت در فیزیک: عبارت است از مقدار انرژی ای که در واحد زمان به واحد سطح عمود بر راستای انتشار می رسد.
خب خوشبختانه در موسیقی اینچنین تعریفی نداریم.
تعریف شدت در موسیقی: صداهای موسیقی ممکن است نسبت به یکدیگر ضعیف تر یا قوی تر باشد. مثلا اگه مضراب مخصوص سنتور، یه بار با ملایمت و بار دیگه به قوت روی سیم ساز ضربه بزنیم ، صدای دومی شدیدتر از صدای اولی میشه.
در موسیقی برای اینکه به نوازنده یا خواننده مقدار شدت نت رو نشون بدن از نشانه هایی استفاده می کنن که در پستهای بعدی اونا رو هم معرفی می کنم.
مثال برای دیرند بلند
مثال برای دیرند کوتاه
در ضمن باید بهتون بگم که منابع من کتاب تئوری بنیادی موسیقی نوشته پرویز منصوری ه و همچنین آموخته های قبلی خودم. البته سعی کردم مطالبی رو که از این کتاب یادداشت می کنم به زبان ساده تر بیان کنم.
و اما مشخصه های صوت:
صدا از نظر یه موسیقی دان دارای این مشخصاته که در پستهای بعدی به توضیح تک تک اونا خواهم پرداخت ![]()
نواک(زیر و بمی)، دیرند، شدت، طنین و رنگ
همونطور که می دونین، موسیقی و در واقع صوت، ارتباط مستقیمی با فیزیک داره. هر چند من خودم شخصا از فیزیک خوشم نمیاد![]()
صدا،در نتیجه ارتعاش یک جسم تولید میشه و در محیط مادی مثل هوا یا آب به صورت موج منتشر میشه. حرکت موجی انتشار صدا این مشخصه ها رو داره:
۱. بسامد: تعداد حرکت نواسانی رو در مدت زمان معین بسامد گویند که واحد آن هرتز (Hz) است.
هر چقدر که بسامد زیاد باشه صدای حاصل زیر تر و هر چقدر کمتر باشه صدا بم تر خواهد بود. و می دونیم که گوش انسان گستره بین ۲۰ تا ۲۰۰۰۰ هرتز رو میشنوه. پایینتر (بمتر) از ۲۰ فروصوت و بالاتر(زیرتر) از ۲۰۰۰۰ فراصوت نامیده میشه.
۲.طول موج: جسم مرتعش هر تناوب کامل رو در مدت زمانی مشخص انجام میده. از اونجا که اندازه گیری این زمان کوتاه عملا بسیار دشواره، معمولا واحد زمان ارتعاش رو روی یه نوار که با سرعت یکنواخت و دقیقا حساب شده از کنار جسم میگذره به واحد طول محاسبه می کنن.واحد ون هم متره و هر چقدر کوتاه تر باشه صدای زیرتر و هر چقدر بلند تر باشه صدای بم تر خواهد داد.
۳.دامنه: حداکثر مسافتی که جسم مرتعش از نقطه تعادل خود به دو طرف طی می کنه، تاثیر احساسی دامنه شدت و ضعف صدای حاصله.هر چه دامنه صدا بلندتر باشه صوت شدیدتر و هر چه کوتاه تر باشه صدا ضعیفتر خواهد بود.
۴.شیوش: شیوش صوتی در شکل منحنی تاثیر میذاره.هر گاه دو صوت برابر از نظر طول موج و دامنه، از دو ساز مختلف حاصل شه منحنی اون به دو شکل مختلف ثبت میشه.
آی دی: sevada_music2007
در این وبلاگ قصد دارم چیزهایی رو که از موسیقی ( البته موسیقی واقعی) و تئوری موسیقی می دونم به شما هم یاد بدم.
خب من می خوام از اول اول شروع کنم. از کسانی که در موسیقی سر رشته دارند می خوام که به من با نظر دادن کمک کنند. کسانی هم که می خوان تازه یاد بگیرن امیدوارم بتونم کمکی بهشون بکنم.
اگه هم خواستین نظرها رو بترکونین![]()
فعلا. منتظر پست اولم و شروع کار باشین![]()

